۰

همه‌چیات

افتخار

شهریور ۲, ۱۳۹۶ در ۲۳:۴۷ توسط

کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-افتخار

عصر چهارشنبه، ۱شهریور۱۳۹۶ و اول ذی‌الحجه، در بست شیخ طبرسی خدمت می‌کردم و عنایت می‌جستم. دو جوان شاد و شنگول به‌طرفم آمدند. لهجه‌شان به جنوبی می‌زد:

ـ آقا! افتخار می‌دی یه عکس باهاتون بگیریم؟

ـ خواهش می‌کنم. فقط زود بگیر که کسی نبینه!

یکی‌شان ایستاد کنارم و دست بر شانه‌ام گذاشت. دیگری هم گوشی را تنظیم کرد تا عکس بگیرد:

ـ آخ! می‌گه حافظۀ دستگاه پر است!

جوان ایستاده در کنار من لبخندی زد از سر حسرت که حاجتش برآورده نشده است. باید از دلش درمی‌آوردم. با خنده گفتم:

ـ من افتخار دادم ها. گوشیت افتخار نداد!

کبوتر حرم

Print Friendly, PDF & Email

برچسب‌ها, , , , , , ,

پاسخ دهید