۰

همه‌چیات

زانودرد

اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۸ در ۲۱:۱۲ توسط

کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-زانودرد

چند روزی بود که زانودرد شدیدی اذیتم می‌کرد؛ طوری‌که به‌سختی راه می‌رفتم. توی مسیر حرم با خودم گفتم: «خدایا، با این زانودرد چه‌جوری خدمت کنم؟»

از بست شیخ طوسی وارد شدم و ایستادم که سلام بدم:

«السلام علیک یا سیّدی و مولای یا علیّ بن موسی الرضا؛ بأبی انت و امّی و نفسی و اهلی و مالی؛ و لا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم.»

راه افتادم، از درد پا خبری نبود و دیگه هم سراغم نیومد!

کبوتر حرم

Print Friendly, PDF & Email

پاسخ دهید