۰

اشکیات

همیشه به دادم می‌رسه

اسفند ۱۵, ۱۳۸۵ در ۰۵:۳۱ توسط

کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-همیشه به دادم می‌رسه

بازهم از دیروز بگم. آخر وقت، نشسته بودم توی آسایشگاه و داشتم باعجله امین‌الله می‌خوندم. (چشمتون روشن! این هم زیارت خادمش!) الحق زیارت امین‌الله یه چیز عجیبیه و معمولاً اشک‌درآر؛ ولی دیروز این‌جوری نبود. نمی‌فهمیدم دارم چی می‌خونم.

اون آخرای زیارت، یه جمله‌ای هست که همیشه به دادم می‌رسه: «وَ مَناهِلَ الظِّماءِ مُترَعَه» خدایا! در مُلک خدایی تو، برای تشنه‌ها حوض‌ها پرآبه.

به اینجا که می‌رسم، یادم از شیرخوار اباعبدالله علیه‌السلام می‌آد: چطور برای علی‌اصغر علیه‌السلام، یه قطره آب هم نبود؟!

همین یاد، اشکم رو سرازیر کرد.

اگه اشکتون سرازیر شد، دعا یادتون نره.

کبوتر حرم

Print Friendly, PDF & Email

پاسخ دهید