۰

همه‌چیات

یک‌میلیارد

تیر ۲۶, ۱۳۹۹ در ۰۳:۵۲ توسط

کبوتر حرم-خاطرات خدمت افتخاری در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-یک‌میلیارد

خواب مانده بودم و از کل کشیک، فقط دو ساعت نصیبم شده بود؛ آن‌هم کنج باغ رضوان.

رسیدم آسایشگاه و پس از چای و استراحت، گرم صحبت شدم با شکوری؛ هم‌کشیک هم‌مسیرم که در راه برگشت، من را هم به خانه می‌رساند.

گپ‌وگفت و چای‌نوشی‌مان کشیده شد تا اذان مغرب. بعد از نماز، در دلم افسوس می‌خوردم که از خدمت مختصر امروز، اشک و آه و حالی نصیبم نشده است. قصد داشتم بروم توی صحن انقلاب، زیارت امین‌الله بخوانم؛ ولی دیر شده بود و شکوری هم عجله داشت. به‌ش گفتم: «فقط پنج دقیقه بمان من یک امین‌الله بخوانم.»

رو به حضرت ایستادم و زیارت‌نامۀ تک‌برگیِ ویژۀ ایام کرونا را به دست گرفتم. شکوری هم پشت سرم ایستاد و مثل بچه‌هایی که سر امتحان سرک می‌کشند تا برگۀ نفر جلویی را ببینند، زیارت‌نامه می‌خواند!

رسیدم به آن دعاهای زیبای اول زیارت: «اَللهُمَّ فَاجْعَل نَفسی مُطمَئِنَّهً بِقَدَرِکَ، راضِیَهً بِقَضائِکَ…» یادم آمد که قبل از نماز، داشتیم با شکوری یک ساعتی دربارۀ کسب‌وکار و مشکلات مالی حرف می‌زدیم. یادم آمد که گفته بودم: «من یک‌میلیارد یک‌جا نیاز دارم!»

دوسه عبارت را که خواندم، دیدم توی هیچ‌کدام از این خواسته‌ها، به یک‌میلیارد اشاره‌ای نشده! با خودم گفتم: «ببین دنیای ما کجاست و حال‌وهوای این دعاها کجا! همه‌اش می‌گوید خدایا، من را آرام و راضی کن. [چه با یک‌میلیارد، چه بی یک‌میلیارد!] خواسته‌های دیگرش را ببین: برای سفر آخرتم، توشۀ تقوا به دستم بده. من را به اخلاق دوستانت مزین کن. از اخلاق دشمنانت دورم کن.»

چند قطره اشک شرم روان شد و خدمت و زیارتم بی‌اشک‌وآه نماند.

۱۵ خرداد ۱۳۹۹

Print Friendly, PDF & Email

برچسب‌ها, , , , , , , , , , , , , ,

پاسخ دهید