۴

نوروزیات

پایکوب

فروردین ۱۳, ۱۳۹۵ در ۱۰:۱۹ توسط

کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-پایکوب

باب‌الجواد(ع) و کشیک فوق‌العادۀ سیزده‌بدر و حرمی خلوت‌تر از هر روز نوروز. دم اذان مغرب، مشمای مخصوص کفش تا خودش را به لبۀ سبد سبزرنگ رساند، از دست دخترک عینکی فرار کرد. مشما را باد می‌برد و دخترک نمی‌توانست به گردش برسد. روبه‌روی من که رسید، راهنمایی‌اش کردم:

ـ پاتو بذار روش.

جستی زد و پایی به زمین کوبید و خلاص: مشما شکار شد.

مشمای فراری من را یاد این نفْس سرکش انداخت که هرچه بیشتر دنبالش کنی، کمتر به‌ش می‌رسی. هیچ‌وقت به دستش نمی‌آوری. فقط سر کارَت می‌گذارد. نفس را فقط باید سرکوب کنی و پایکوب تا بتوانی مهارش کنی.

کبوتر حرم

Print Friendly, PDF & Email
+

۴ مشت دون

  1. راضی ام به رضای تو

    on فروردین ۱۳, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    عالی بود طرز نگاهتون
    ان شا الله یاد بگیریم این چنین لطیف اندیشه و زندگی کردن رو

    شایدم مشما می خواست بگه :اگه بخوای باد غرور نبردتت و حیرانت نکنه باید پا بوس کسی باشی

    [پاسخ]

    احمد عبداله‌زاده مهنه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۵ ۱۸:۵۹:

    این هم نگاه نابیه. نگاهتون نورانی به نگاه امام‌رضا(ع).

    [پاسخ]

  2. محمد پسر عمو علی

    on فروردین ۲۶, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام آقای پسر عمو . مطالبتون خیلی قشنگه مخصوصا پایکوب و عیدی اصفهانی . انشالله مثل این مطالب مطالب دیگری را هم بنویسید .

    [پاسخ]

    احمد عبداله‌زاده مهنه پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۱۸:۵۸:

    به به! سلام بر پسرعموی عزیزم. خیلی خوش آمدی به خانۀ جدید ما. بازم مهنه ببینمت.

    [پاسخ]

پاسخ دهید