۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت افتخاری در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-بس قیمه!

بس قیمه!

       همه‌چیات      ۱۸ آذر, ۱۴۰۰

الحق که قورمه‌سبزی نماد آشپزی ایرانی است. از مهمان‌سرای حضرت بیرون آمدم. خانم زائر عراقی غذایش را از مهمان‌سرا گرفته بود. به من که رسید، چیزی گفت شبیه «مِرِق‌سبزی»! اول فکر کردم می‌گوید مرغ با سبزی. بعد دستم آمد که…… بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت افتخاری در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-کلیه!

کلیه!

       همه‌چیات      ۱۸ آذر, ۱۴۰۰

کنارۀ بست بالا، پسربچۀ پنج‌شش‌ساله داشت نق می‌زد. با شکلات سراغش رفتم تا آرامش کنم. مادرش در دهانم گذاشت: «بچه‌ها باید فقط پیش مادرشان باشند. نه عمو؟» من هم تأیید و تأکید کردم. ولی مادربزرگ بچه گویا به این اندازه…… بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت افتخاری در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-چهارقلوها

چهارقلوها!

       همه‌چیات      ۲۶ مهر, ۱۴۰۰

کشیک فوق‌العادۀ اول ربیع به پایان رسید. داشتم می‌رفتم سمت مهمان‌سرا که دیدم جایی در بست پایین ازدحام شده. جلو رفتم تا ببینم چه خبر است و اگر لازم شد، به همکاران دست یاری برسانم. فکر می‌کنید با چه صحنه‌ای…… بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت افتخاری در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-وسع

وسع

       همه‌چیات      ۲۶ مهر, ۱۴۰۰

داشتم با هم‌کشیک سابقم که حالا دربان شده، حال‌واحوال می‌کردم. مادری سال‌دار و شکسته‌حال ازم تبرکی خواست‌‌. شکلاتی تقدیمش کردم. تشکر کرد و زارید: «دعا کنید جهیزیۀ دخترم جور شود.» دعاش کردیم و به‌ش امید دادیم. دربان عزیز از چندوچون…… بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت افتخاری در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-کربلای ما چه شد؟

کربلای ما چه شد؟

       اشکیات      ۲ مهر, ۱۴۰۰

چند هفته بود که در لحظه‌های خدمت و زیارت، یک قطره اشک هم بر گونه‌ام نازل نمی‌شد. خشک‌سالیِ چشم لابد از خشک‌حالی دل آب می‌خورد. جلوی دفتر نعیم رضوان به خدمت ایستاده بودم و دل‌شورۀ همین قحطیِ اشک را داشتم……. بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت افتخاری در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-لیموناد حضرت

لیموناد حضرت

       همه‌چیات      ۱۷ شهریور, ۱۴۰۰

در آخرین کشیک ماه محرّم، کرونا پاس‌هایمان را یک بار دیگر سه‌ساعته کرده بود: به‌جای دوازده ساعت، فقط سه ساعت به خدمت بایستیم و از همان‌جا برگردیم خانه، بی‌ناهار. البته من جزو گروهی بودم که همچنان دوازده‌ساعته کشیک می‌آمدند. پاس…… بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت افتخاری در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-گدای تو

گدای تو

       همه‌چیات      ۱۱ مرداد, ۱۴۰۰

دیدار خودت که هیچ، دیدار گدای تو هم عالمی دارد. ***** بالاسر پله‌برقیِ پارکینگ یک به خدمت ایستاده بودم؛ همان‌جا که نیم‌نمایی از گنبد در انتهای بست شیخ بهایی پیداست و دلبری می‌کند. زائری سراغم آمد و گرم صحبت شدیم……. بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت افتخاری در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-کالباس

کالباس

       همه‌چیات      ۳۱ تیر, ۱۴۰۰

ظهر عرفه، پیش از روانه‌شدن به کشیک فوق‌العاده، رفتم سر یخچال تا خوردنی‌ای گیر بیاورم و ته‌بندی کنم. ظرف گوجه و خیارشور از آن گوشه به‌م چشمک زد. آه از نهاد برآوردم و گفتم: «فقط جای کالباسش خالی است!» بعد…… بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت افتخاری در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-قدّیسین

قدّیسین

       همه‌چیات      ۳۱ تیر, ۱۴۰۰

نماز جماعت دارالمرحمه تمام شده بود. پای پله‌برقی ایستاده بودم تا خروج خواهران زائر را سامان دهم. خانم زائری وسط پله‌برقی رو به من کرد و گفت: – مسئول این قسمت شمایید؟ – بله، تا حدودی. – خب در حریم…… بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت افتخاری در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-تربت

تربت

       همه‌چیات      ۳۰ تیر, ۱۴۰۰

نماز جماعت دارالمرحمه تمام شده بود. پای پله‌برقی ایستاده بودم تا خروج خواهران زائر را سامان دهم. خانمی عراقی سراغم آمد، با یکی از مُهرهای سنگی دوران پساکرونا در دست. ازم پرسید اجازه دارد برای تبرک ببردش‌. گفتم این‌ها وقف…… بیشتر »