۱۷

همه‌چیات

کفش‌های کهنه

فروردین ۱۷, ۱۳۹۵ در ۰۲:۱۲ توسط

کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-کفش‌های کهنه

ممنونتم. در سرما و گرما، زیر برف و باران، پا به پایم آمدی. این سه‌چهار سال، شریکم بودی در همۀ مهربانی‌ها با این‌همه زائر. ولی خودت خوب می‌دانی: سه‌چهار سال هم خیلی زیاد است. من هم خوب پایت مانده‌ام. می‌بینی که: پاهایم دیگر مثل قدیم نمی‌کشد. تو هم که شکاف برداشته‌ای و دیگر رفیق برف و باران نیستی. امروز می‌خواهم بروم یک جفت کفش نو بخرم. غصه نخور. تو را هرجا که بگذارم، می‌برندت بازیافتت می‌کنند. دوباره می‌شوی کفش. دعا می‌کنم دوباره همپای چاکری از چاکران این درگاه شوی. یا رفیق راه زائری که پای پیاده به مشهد می‌آید. به قول سربازمعلم مدرسۀ کالو، «من به آیندۀ تو ایمان دارم».

اصلاً… اصلاً می‌دهمت به کفشداری حرم تا هرکس که کفشش گم شده بود، تو را پایش کند و کارش راه بیفتد. این بهترین راه است. می‌برمت کفشداری شمارۀ هفت. پایین پای امام‌رضا(ع). خانه از این بهتر؟

*****

همۀ این فکرها از حرم تا فروشگاه کفش در چهارراه شهدا و راه برگشت به ذهنم آمد و آن‌ها را در پیش‌نویس‌های گوشی‌ام ثبت کردم. از بست شیخ طوسی که وارد شدم، کفش‌های نو را به پا کردم و کفش‌های کهنه را در جعبۀ نو گذاشتم تا بعد از پاس خدمتی، ببرم بدهم به کفشداری شمارۀ هفت. گمان می‌کردم قصه همین جا به‌سر برسد؛ ولی به‌سر نرسید.

در راه کفشداری با خودم گفتم: «نکند کفش‌ها را قبول نکنند! یک جفت کفش کهنه به چه دردشان می‌خورد؟» با همان لهجۀ مشهدی خودم از آقا خواستم: «یا امام‌رضا، کفشایْ کهنه‌یْ ما ره قِبول کن.»

حاج‌آقای میان‌سال کفشدار خیلی هم خوش‌حال شد و کلی تشکر کرد. داشت کفش‌ها را پشت دیواره می‌گذاشت که باز به ذهنم آمد: «معلوم نیست این بنده‌خدا یادش بماند که به همکاران پاس بعدی‌اش هم قضیۀ کفش‌ها را بگوید یا نه. معلوم نیست آن‌ها یادشان بماند که به کشیک بعدی بگویند یا نه. شاید کفش‌ها همین جا بماند و… .» هنوز رویم را از کفشداری برنگرانده بودم که پیرمردی خراسانی آمد و گفت که کفش‌هایش گم شده است! کفش‌های کهنه را امتحان کرد و خوش‌حال، راهی شد.

خسته بودم و می‌خواستم زودتر به آسایشگاه برسم؛ ولی از کنار این صحنه نمی‌شد به‌سادگی گذشت. رفتم به‌طرف ضریح برای تشکر. اتفاقاً یادم آمد و نامه‌ها را هم در ضریح انداختم؛ نامه‌هایی که در نوشتۀ بعد ازشان خواهم گفت.

کبوتر حرم

Print Friendly, PDF & Email
+

۱۷ مشت دون

  1. ناشناس

    on فروردین ۱۷, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    مرا غلام خودت کن که عاشقان گویند:
    غلام خانه سلطان همیشه محترم است..
    یا علی ابن موسی الرضا ع التماس دعاآقای مهنه وخوشابه سعادتتون

    [پاسخ]

    احمد عبداله‌زاده مهنه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۰۷:۴۶:

    از آستان رضایم خدا جدا نکند
    من و جدایی از این آستان خدا نکند

    سلام. خوش آمدید. محتاجیم به دعا.

    [پاسخ]

  2. ناشناس

    on فروردین ۱۷, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام آقای عبدالله زاده از اینکه به یاد من بودید مچکرم .مطالب زیباتونو دیدم و استفاده کردم . التماس دعا . قبادی

    [پاسخ]

    احمد عبداله‌زاده مهنه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۰۹:

    سلام علیکم جناب آقای قبادی عزیز. محتاجم به دعا. اون روز مدرسۀ شما خاطرۀ خوشی برای من شد. پایدار باشید.

    [پاسخ]

  3. قبادی

    on فروردین ۱۷, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    آقای عبدالله زاده ممنونم که به یاد من بودید

    [پاسخ]

  4. راضی ام به رضای تو

    on فروردین ۱۷, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام علیکم
    لذت بردم
    قربون خدای امام رضا
    چه قشنگ در و تخته رو به هم جور می کنه
    چه قشنگ دل چند نفر رو سر یه موضوع شاد می کنه
    چه برکتی میاره

    هر حرکتی بر اساس حکمتی است.

    [پاسخ]

  5. بهزاد قناعت پیشه

    on فروردین ۱۷, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام احمد جان
    متن فوق العاده ای بود.نوشته هایت همیشه بوی رضای اهل بیت(ع) می دهد.دوستی با تو افتخار ابدی برای من است.سربلند و در پناه خدا باشی.

    [پاسخ]

    احمد عبداله‌زاده مهنه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۱۹:۵۸:

    سلام بهزاد عزیزم. ممنون. لطف داری. شرمنده نکن. من هرچی دارم، اگه چیزی داشته باشم، از هیئت بچه‌های دانشگاه دارم.

    [پاسخ]

  6. فرزانه

    on فروردین ۱۸, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    چقدر دلم مشهد میخواد…نایب الزیاره باشین..منم نوه اما رضام….امام رضا( ع) جد بزرگوار منه

    [پاسخ]

    احمد عبداله‌زاده مهنه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸ام, ۱۳۹۵ ۰۶:۵۲:

    سلام. نایب‌الزیاره هستم ان‌شاءالله. البته شما باید سفارش ما رو پیش جد بزرگوارتون بفرمایید.

    [پاسخ]

  7. احمد عبداله‌زاده مهنه

    on فروردین ۱۹, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام بر زائر ماه رمضانی امام‌رضا(ع). همون‌طور که فرموده بودید، نایب‌الزیاره‌تون بودم و باز هم ان‌شاءالله سلام و پیامتون رو به آقا می‌رسونم.

    [پاسخ]

  8. فطرس

    on فروردین ۳۰, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام خیلی خیلی التماس دعا مخصوصا امروز که میلاد دردانه اشون جواد الائمه است.سفارشی دعامون کنید

    [پاسخ]

    احمد عبداله‌زاده مهنه پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۵ ۰۰:۲۴:

    سلام. عیدتون مبارک. سلام همۀ زائران دور و نزدیک رو به حضرت رسوندم.

    [پاسخ]

  9. زائرحرم

    on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    همونجور که از امام خواستین کفش های کهنه رو قبول کنه ازش بخواین دل سیاه منو هم قبول کنه خیلی بیقرار حرمم تا نرم آرام نمیشوم

    [پاسخ]

    احمد عبداله‌زاده مهنه پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۲۰:۱۷:

    ان‌شاءالله به‌زودی بطلبدتان.

    [پاسخ]

  10. رضا چراغی شیرازی

    on مرداد ۱۵, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام کاکو حالتون خوبه ؟
    احمد آقای عزیز دوست عزیزم خیلی دوست دارم ممنون از اینکه هروقت تو حرم هستی به یاد ما هستی واز طرف ما نائب الزیاره ای بازم هروقت میری حرم به یاد ما باش عزیز دل ممنونم ازت.

    [پاسخ]

    احمد عبداله‌زاده مهنه پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۵ ۱۳:۰۰:

    سلام آقورضایْ چراغی. خوبی کاکو؟

    انجام وظیفه می‌کنم. شما هم در حرم حضرت شاهچراغ(ع) نایب‌الزیارۀ ما باش.

    [پاسخ]

پاسخ دهید