۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-غریبان را تو بهتر می‌شناسی

غریبان را تو بهتر می‌شناسی

       همه‌چیات      ۱۴ اسفند, ۱۳۸۶

غریبان را تو بهتر می‌شناسی دیروز توفیق نشد برم حرم. پدرم جراحی قلب کرده‌ن و باید تو بیمارستان پیششون می‌موندم. صبح زدم بیرون که برم یه کار بانکی انجام بدم. توی راه، حسرت می‌خوردم که امروز رو از دست دادم…… بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-حمّال حاجات

حمّال حاجات

       همه‌چیات      ۳ اسفند, ۱۳۸۶

دوستانی که برای نوشته‌ها دون می‌پاشند، گاهی التماس دعا می‌گن. هرچند قبول این درخواست‌ها بارمو سنگین می‌کنه چون مسئولیت می‌آره، ولی با جون و دل قبول می‌کنم. حمّال حاجات شما می‌شم و به امام‌رضا علیه‌السلام می‌گم: «آقا، زائرای راه دورت…… بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-این کجا و آن کجا؟!

این کجا و آن کجا؟!

       همه‌چیات      ۸ بهمن, ۱۳۸۶

امروز داشتم سر پستم، بست شیخ حر عاملی، قدم می‌زدم که یه زن و مرد به‌طرفم اومدند. اون خانوم که کر و لال بود، با همون زبون بسته‌ش بهم فهموند که می‌خواد چوب‌پرمو ببوسه. چوب‌پر رو جلو بردم و اون…… بیشتر »

۳
کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-قضا و غذا

قضا و غذا

       همه‌چیات      ۱ بهمن, ۱۳۸۶

تو پست قبلی گفتم که چه بلایی قراره سرمون بیاد. مثل‌اینکه التماس‌ها و دعاها، ازجمله خانومم که حسابی از پنهون‌کاریم شاکی شده بود، کارگر افتاد. دیشب تماس گرفتم که ببینم امروز تکلیف چی می‌شه. گفتن: «می‌تونید بیاید و سر پست…… بیشتر »

۲
کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-اخراج!

اخراج!

       اشکیات / همه‌چیات      ۲۴ دی, ۱۳۸۶

تو پست قبلی وعده دادم که دربارۀ تعبیر اون سُرخوردن مفصل بگم؛ سرخوردنی که برام مساوی شد با کابوس اخراج! مدتی بود که زمزمۀ «تعدیل» بعضی از نیروهای ارشاد حرم مطرح بود. منم می‌شنیدم؛ ولی جدی نمی‌گرفتم. راستش چون اصلاً…… بیشتر »

۱
کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-یک برف و هزار حرف

یک برف و هزار حرف

       همه‌چیات      ۲۴ دی, ۱۳۸۶

هفتۀ پیش برف سنگینی اومده بود و از حسن اتفاق، باز هم توی حرم دوشنبۀ پربرف و پرباری داشتیم. اتفاقای زیادی افتاد و خوراک زیادی برای این محفل جور شد که هرچیش یادم مونده باشه، می‌نویسم. زمین‌خورده‌تیم اول صبح، که…… بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-فکر هرکس به‌قدر همت اوست

فکر هرکس به‌قدر همت اوست

       همه‌چیات      ۹ مرداد, ۱۳۸۶

بارها این جمله رو تو حرم شنیده‌م: «کاش از امام‌رضا(ع) چیز بهتری خواسته بودم!» ولی هیچ‌وقت عمق این حسرت رو درک نکرده بودم. واقعاً که «فکر هرکس به‌قدر همت اوست». چند هفته بود که ناهار حرم قورمه‌سبزی بود. البته انصافاً…… بیشتر »

۵
کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-یا مَن یُعطِی الکَثیرَ بِالقَلیل

یا مَن یُعطِی الکَثیرَ بِالقَلیل

       همه‌چیات      ۳ مرداد, ۱۳۸۶

هرکی از این تیکۀ دعای بعد نمازای ماه رجب، «یا مَن یُعطِی الکَثیرَ بِالقَلیل»، یه چیزی می‌فهمه و یه جوری باهاش حال می‌کنه. اون شب موقع خوندن این دعا، به این فکر می‌کردم که «کثیر» برای من، توفیق خدمت در…… بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-برات کربلا

برات کربلا

       همه‌چیات      ۲۱ خرداد, ۱۳۸۶

امروز داشتم تو صحن جامع قدم می‌زدم که دیدم یه آقای دشداشه‌پوش داره چیزی از توی مشما (به قول ما مشدیا پلاستیک) درمی‌آره و به مردم می‌ده. جلو رفتم، دیدم تسبیح تربته. به هرکس یه تسبیح می‌داد و با غرور…… بیشتر »

۰
کبوتر حرم-خاطرات خدمت در حرم امام‌رضا علیه‌السلام-چوب‌پرم

چوب‌پرم

       همه‌چیات      ۲۱ خرداد, ۱۳۸۶

سلام. چوب‌پرم کنارمه و از سالن اینترنت حرم دارم می‌نویسم. رباعی زیر، یه روز آفتابی، سرِ کشیک تو صحن جامع متولد شد: روزی که برد یار به دار دگرم جز خدمت این حریم، چیزی نبرم در قبر، نشانی ز حرم بگذارید…… بیشتر »